عروسک من ملیکا جانعروسک من ملیکا جان، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره

*** اقیانوس عشق Melika ***

خاطرات دوران بارداری(مختصر)

1392/1/14 0:46
نویسنده : مامان راحله
251 بازدید
اشتراک گذاری

دخترم خیلی خلاصه برات مینویسم.برو ادامه مطلب  ماچ          

شکر خدای مهربون که دوران بارداری مامانی بسیار راحت و عالی طی شدلبخند. البته 3 ماه اول حالت تهوع شدید داشتمآخاز بوی عطروادکلن متنفرشده بودم.اما مقابله کردم و نذاشتم کارم به سرم بکشه. به زور غذامو می خوردم. شدیدا عاشق اب زرشک و گوجه سبز شده بودم.وای دهنم اب افتادخوشمزه. تا اخرش هیچ مشکلی نداشتم.23 کیلو وزن اضافه کرده بودم.اما شکر خدا 7 ماه بعداز تولد شما به وزن اولم برگشتممژه. فقط ماه اخر ورم اومد سراغم. ماشالا زورت خیلی زیاد بود. چنان لگد می زدی که بیرون همه می دیدن و منم خجالتخجالت. ماه اخر همش شبها بیدار بودم.اخه تند تند می رفتم wc بابایی و مامان مصی هم خیلی مراقبم بودن. اول از خدای خوبم ممنونم بعداز گل دخترم که مامانو اذیت نکردی.بعداز مامان مصی عزیز وبابایی مهربونت.      دوستت داریم تا بی نهایت.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

سایه
14 فروردین 92 16:54
خدا خیلی دوستون داره که هم بارداری راحتی داشتید وهم ثمره 9ماه انتظارتون یه همچین گل زیبا و خوشبویی شد.
مامان مهندس کیان
28 فروردین 92 12:04
ببخشید من انقدر سوال میپرسم ها ولی بازم یه سوال

کار خاصی کردی که 23کیلو رو آب کردی؟؟

منم21کیلو اضاف کردم تو بارداری ولی الان بعد از دوماه و اندی حدود12کیلو کم کردم فقط و خیلی ناراحتم

شما ورزشم کردی؟از کی شروع کردی؟روزی چقدر؟چه ورزشی؟


نه. کار خاصی نکردم. فردای زایمان 10 کیلوش کم شد(نی نی و کیسه اب و...)موند 13 کیلو.تا4 ماهگی ملیکا 8 کیاو پریدو تا 6 ماهگی ملیکا کلا برگشتم به وزن اول. خودبه خودی شد.بازم میام تو وبتون بیشتر توضیح میدم.