باغ وحش ارم 92/1/1
عزیز مامان، روز اول عید بردیمت باغ وحش . توضیحات درادامه مطلب

اینم پارک ارم که با بابا جون سوار قو شدی.

این گوریله خیلی بامزه بود.سیب میخورد،پوستشو در میاورد.هرازگاهی هم یه سیب درسته پرتاب میکرد بیرون توسر مردم.

این هم یه طاووس زیبا(خدایا چی افریدی.
)
نازدخترم.روزاول عید تصمیم گرفتیم ببریمت باغ وحش . وقتی رسیدیم،تو پارکینگ همش میگفتی می خوام زرافه ببینم.میمون،فیل و...ببینم. اما وقتی رفتیم تو کنار قفس گوریل ها،مامانی میگفتم:ملیککککا گوریلو ببین چه بزرگه.اما یه نگاه میکردیو بعد سرتو مینداختی پایین و می گفتی:دارم دنبال مورچه میگردم
. البته واقعا متاسف شدم چون باغ وحش خیلی کهنه شده بودو معلوم بود اصلا رسیدگی نمیشه
.حق داشتی که جذب نشی.خلاصه بعداز مدتی گشت زدن یهو دیدم میگی:می خوام اسب سوار شم.اطرافونگاه کردیمو دیدیم یه اقاهه اسبشو اجاره میده بچه ها سوار میشن.رفتیم جلو.اقاهه گفت:خیلی کوچیکه.نمیترسه. یه نگاه به چهره منتظرت انداختم و با تردید گفتم:فکر نکنم. اقاهه هم بلندت کردو گذاشت رو اسب. ماشالا انگار سالها سوارکار بودی
.خودت افسارشو گرفتیو زل زدی به جلوت.دریغ از یه ذره ترس. اقاهه کنارت حرکت کردو...مامان هاج و واج
ماشاالله گلم
.اخرشم مامانی باهات عکس گرفتم. ازباغ وحش زدیم بیرون و یه دوری هم تو پارک ارم زدیم که چون ظهربود خلوت بود. بعدشم رستوران و خانه. خیلی روز خوبی بود. بارالها شکر.
دوستت داریم تابی نهایت


باغ وحش ارم 92/1/1
